ارائه دهنده خدمات آنلاین ارزهای دیجیتال

هشدار! توکن ‎های شرکتی مانند بیت کوین رمزارزهای واقعی نیستند

زمانی که شما اصطلاح "بلاک چین" را می ‎شنوید، یاد بیت کوین، اتریوم یا سایر رمزارزها می ‎افتید

زمانی که شرکت ‎هایی مانند فیس ‎بوک یا JPMorgan Chase «ارزهای رمزنگاری شده» عرضه می‎ کنند، همه هیجان‎ زده می‎شوند و با خودشان فکر می ‎کنند «خدای من! حالا قرار است دنیای ارزهای دیجیتال متحول شود».

بدون شک این احتمال وجود دارد ولی باید توجه کنید که توکن ‎های آن ‎ها ارزهای رمزنگاری شده واقعی مثل بیت کوین نیستند. از این رو حتی اگر امکان آن وجود داشته باشد، خرید آن ‎ها چندان منطقی نیست . اگر به دنبال انجام چنین ریسکی هستید، بهتر است سهام یا سایر اوراق بهادار این شرکت ‎ها را بخرید.

علت تفکر اشتباه افراد به این دلیل است: زمانی که آن‎ ها اصطلاح “بلاک چین” را می ‎شنوند، یاد بیت کوین، اتریوم یا سایر رمزارزها می ‎افتند و فکر می ‎کنند فیس ‎بوک و شرکت‎ های مشابه به دنبال انجام اقداماتی مشابه هستند. در واقع بلاک چین و یا همان فناوری دفتر کل توزیع‎ شده کاربرد های فراوان دیگری نیز دارد که بین آن‎‎ ها و رمزارزهایی که در فضای آزاد و عمومی تبادل می ‎شوند مانند خرید و فروش بیت کوین، خرید و فروش وب مانی یا خرید و فروش پرفکت مانی، ارتباطی نیست.

توجه به نکات زیر مهم است، چون مستقیما روی شیوه سرمایه‎ گذاری شما تاثیر می‎ گذارد:

  • زمانی که دفتر کل توزیع شده (شبکه) عمومی و آزاد است، مانند بیت کوین، اتریوم، EOS یا ترون، این دفتر همیشه یک رمزارز دارد که در بین مردم تبادل می ‎شود. زمانی که همه چیز در حالت برابر است یعنی شبکه در وضعیت موفق خود قرار دارد، ارزش ارز دیجیتال بالا می ‎رود.

ما اسم پاداش این شبکه ‎ها به کاربران خود را «سکه‎» یا «توکن ‎های بومی» می‎ گذاریم که همراه شبکه، زاده شده اند و انتظار می ‎رود تا ابد آن‎ جا بمانند. بنابراین، هر چه تعداد افرادی که از شبکه استفاده می‎ کنند بیشتر شود، منطقی است که انتظار داشته باشیم ارزش سکه ‎ها بالا برود.

  • اما زمانی که دفتر کل توزیع‎ شده خصوصی و بسته است، مانند سکه فیس ‎بوک (Facebook Coin) یا سکه‎ JPM (JPM Coin) که اخیرا معرفی شدند، داستان کاملا فرق می ‎کند. در این موارد، احتمالا سرمایه ‎گذاری مستقیم روی سکه یا توکن بومی غیرممکن است یا اصلا توکنی ندارد. بنابراین، بهترین راه برای درآمد زایی از این نوع کاربرد بلاک چین، خریدن سهام شرکت ‎ها است (البته با این شرط که درآمد شرکت از منبع غیر بلاک‎ چین همچنان پا برجا و خوب باشد.)

برای درک بهتر این تناقض ‎ها، بهتر است تفاوت واقعی بین این شبکه‎ های خصوصی و عمومی را درک کنید که به صورت زیر است. در جهان رمزارزهای عمومی، وجود توکن در شبکه ‎ها به دو علت است.

ابتدا، خود توکن ارزش پیشنهادی شبکه است یعنی: به عنوان مثال در مورد بیت کوین، توکن بیت کوین دلیل کامل وجود آن است.

ثانیا، توکن به کاربران انگیزه می‎ دهد برای دفتر کل کارهایی انجام دهند و پلت‎ فرم ‎های قرارداد هوشمند مانند اتریوم و EOS نمونه‎ های خوب آن هستند که دلیل اعطای آن ها، پاداش به افراد به خاطر قرض دادن منابع کامپیوتری ‎شان و انجام کارهای محاسبه ‎ای به نفع کاربران شبکه است. این شبکه‎ ها توسط شرکت‎ هایی که کارمندان حقوق ‎بگیر دارند، مدیریت نمی‎ شوند، بلکه برای عموم مردم باز و آزاد هستند و هر فردی می ‎تواند به آن‎ ها بپیوندد و با شرکت در شبکه پاداش دریافت کند.

بنابراین، “پاداش” علت شرکت آن‎ ها در این شبکه ‎ها است و گرنه بی ‎منفعت خود را درگیر نمی‎کنند. اما در طرف مقابل در دنیای شرکت ‎های خصوصی، دلیل خاصی برای ایجاد توکن ‎های رمزنگاری شده وجود ندارد. به عنوان مثال فرض کنیم یک شبکه توسط شرکتی مانند فیس ‎بوک یا JPMorgan Chase یا یک شرکت بیمه مدیریت می شود که می‎ خواهد از قراردادهای هوشمند برای پردازش ادعای خسارت استفاده کند یا حتی دولت که از این فناوری برای کمک به بهبود سیستم رای‎ خود استفاده می کند.

آیا آن‎ ها به یک دارایی رمزنگاری شده نیاز دارند که به صورت عمومی مبادله شود؟ خیر.

اگر فیس‎ بوک بخواهد از بلاک چین (یا هر گونه فناوری دفترکل توزیع شده) برای بالا بردن کارآیی عملیات خود استفاده کند، انگیزه آن یک تجربه کاربری بهتر، نرخ حفظ مشتری بهتر و سود بیشتر برای سهام داران است.

اگر یک شرکت بیمه یک دفتر کل برای ساده ‎سازی عملیات خود به وجود آورد، این کارگزاران و سیاست‎ مداران شرکت هستند که از آن نفع می ‎برند.  به همین شکل بیمارستان ها اگر تصمیم بگیرند از یک دفتر کل مشترک برای به اشتراک‎ گذاری اطلاعات بیماران استفاده کنند، انگیزه بیماران و دست ‎اندرکاران بیمارستان دسترسی به دیتابیس است، چون گروه اول اطلاعات خود را می‎خواهند و دسته دوم حقوق می ‎گیرند.

موارد بالا تنها چند مثال اندک بود. اما وجه مشترک آن‎ ها مشخص است:

در زمان استفاده از “فناوری دفتر کل توزیع ‎شده” به حالت خصوصی، انگیزه اصلی برای شرکت، فقط دسترسی به شبکه است و نه پاداش !

حالا به مثال JPMorgan بر می‎ گردیم. JPM Coin احتمالا منحصرا داخل خود شرکت برای انتقال پول از یک شعبه به شعبه دیگر استفاده خواهد شد.  تفکر اصلی این شرکت استفاده از راهی جایگزین برای شرکت‎ های انتقال پول شخص ثالث گران ‎قیمت به ویژه سوئیفت (SWIFT) است که بزرگترین شبکه جهانی انتقال پول بین بانکی به شمار می‎ رود.

اگر یکی از دفاتر شعب JPM را اداره کرده و بخواهید از این فناوری جدید استفاده کنید، باید یک عضو تایید‎ شده در شبکه باشید که منابع کامپیوتر خود را به اشتراک بگذارد. البته باید دقت کنید نه شما و نه هیچ کس دیگر نمی‎ توانید به غریبه‎ ها اجازه دهید به شبکه ملحق شوند. به همین دلیل است که JPM به یک ارز دیجیتالی که به صورت عمومی تبادل شود نیاز ندارد مثل بیت کوین و بدون شک آن را راه ‎اندازی نخواهد کرد.

در سیستم‎ های براسا “رای دولتی”، تنها رای‎دهندگانی که واجد شرایط هستند می‎ توانند شرکت کنند.

در شبکه ‎های بیمارستانی، اطلاعات بیماران توسط قوانین حفظ حریم خصوصی محافظت می‎ شوند. تنها خود بیماران و پزشکانی که آن ‎ها را معاینه می ‎کنند اجازه دسترسی به این اطلاعات را دارند.

بنابراین، چرا این سازمان‎ ها اصلا به یک رمز ارز مانند بیت کوین نیاز داشته باشند؟

باید بگوییم توکن ‎هایی مانند JPM Coin یا Facebook Coin در بهترین حالت بدون مصرف، و در بدترین حالت، یک کلاه ‎برداری هستند.

رمز ارز فیسبوک

همانطور که در ابتدای مقاله گفتیم، ظاهرا یک برداشت اشتباه وجود دارد:

بسیاری از مردم ظاهرا فکر می ‎کنند شرکتی که «در حال انجام امور بلاک چین» است، باید بحث یک نوع رمزارز در میان باشد. ولی معمولا اینطور نیست چون اکثریت آن‎ ها هرگز در شبکه ‎های خود یک توکن منتشر نمی ‎کنند، چون زمانی که چنین کاری را انجام دهند شک‎ برانگیز خواهند شد!

هیجان واقعی زمانی به وجود می ‎آید که دفتر کل‎ های عمومی و باز با ارزهای رمزنگاری شده مانند بیت کوین واقعی بتوانند به کیف پول‎ های خصوصی و بسته کمک کنند و برعکس!

به عنوان مثال، تصور کنید تبادل سهام شرکت آلفابت یا اپل در یک پلت ‎فرم عمومی مبتنی بر فناوری دفتر کل توزیع شده انجام شود. تصور کنید که همین پلت‎ فرم همچنین محلی است که می ‎توانید آن جا دارایی‎ های رمزنگاری شده را تبادل کنید.

سپس، این احتمال را تصور کنید. زمانی که سهام شرکت ‎ها را خریدید و حقوق سهام ‎دار را به دست می‎ آورید یعنی نه تنها در مورد مسائل معمول شرکت ، بلکه همچنین در مورد تمامی مسائل دیگر که می‎ تواند روی ارزش سهام شما تاثیر بگذارد، حق رای یک سهام ‎دار را دارید.

اما در سال ۲۰۱۷- ۲۰۱۸ همه چیز متفاوت بود. سال ۲۰۱۷ دوره تحول ارز دیجیتال مثل بیت کوین به شمار می‎ رود، تقریبا هر کسی می ‎توانست یک توکن صادر کند و آن را به سرمایه‎ گذاران نا آگاه با کمک عرضه‎ های اولیه سکه (ICOs) بفروشد. ظاهرا مهم نبود که واقعا نیازی به توکن ‎ها داشتند یا نه.

در آینده تغییرات بزرگی را شاهد خواهیم بود، چون همسو با رشد و بلوغ صنعت ارز رمزنگاری شده از قبیل خرید و فروش بیت کوین، اکثریت شرکت ‎ها فقط زمانی که واقعا نیاز داشته باشند، دارایی ‎های رمزنگاری شده به وجود خواهند آورد. در غیر این صورت به نسخه‎های بدون توکن و مجوزدار دفتر کل ‎های توزیع شده خود بسنده خواهند کرد و خبری از دارایی‎ های رمزنگاری شده نخواهد بود.

اما هنوز به چنین مرحله‎ای نرسیدیم و کلاه ‎برداری ‎ها ادامه دارد. بنابراین مرتبه بعدی که قصد سرمایه‎ گذاری در یک دارایی رمزنگاری شده را دارید، ابتدا این سوال را از خود بپرسید:

” آیا وجود این توکن مانند توکن بیت کوین دلیلی دارد؟” اگر پاسخ منفی است، از آن فاصله بگیرید.

در پایان فراموش نکنید “بلاک چین” و “رمزارز” دو موضوع کاملا متفاوت با یکدیگر هستند.

مقالات دیگر را نیز مطالعه کنید:

شباهت های بین طلا و بیت کوین

مقایسه بیت کوین و اتریوم

توکن بیسیک اتنشن چیست و چرا برای آینده رمزارزها نویدبخش است؟

ممکن است به این مطالب نیز علاقه‌مند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.